مرتضى راوندى

135

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و دشت‌نشينان . ايشان در درجهء اول بسيار تحت تأثير سومريان كه در جنوب بين النهرين بودند ( و شايد خط از اختراعات ايشان باشد ) قرار گرفتند و در درجهء دوم از اكديهاى سامى تأثير پذيرفتند ؛ شرح تاريخ عيلام در اينجا غيرممكن مىنمايد ، زيرا تاريخ آن اساسا از لوحهاى ميخى اكد استخراج شده است و بسيار ناقص است . . . نقش زنان در جامعهء كهن عيلام بر مردان برترى داشت زيرا كه حتى رسيدن به پادشاهى از طريق مادر انتقال مىيافت . ازدواج برادر و خواهر در آنجا رايج بود و شايد هخامنشيان از ايشان اين آيين را گرفتند كه بعدها در دين زرتشت به زناشويى بستگان همخون منجر شد . پرستش پادشاه در آن ديار مورد ترديد است . آيين نشستن برادر به‌جاى برادر بر تخت شاهى به‌جاى رسيدن افسر از پدر به پسر گويا ويژهء عيلاميان بود ؛ گو اينكه اين رسم در جاهاى ديگر كم‌وبيش رواج داشت . « 62 » به عقيدهء دكتر گيرشمن : « واقعه‌اى كه در تاريخ آسياى غربى در طى هزارهء دوم ق . م . برجسته مىنمايد ، ظهور عناصرى از اصل هند و اروپايى ، درميان اقوامى كه ما مىتوانيم آنها را بومى بناميم ، در اين قسمت از دنياى كهن مىباشد . ايران از منطقهء مهاجرت بيرون نماند ، ولى نقشى كه اين تازه‌واردان در نجد ايران ايفا كردند نسبتا محدود است . به نظر مىرسد كه هند و اروپاييان زادگاه خود را كه به اغلب احتمال در دشتهاى اوراسى « 63 » در روسيهء جنوبى بود ، بر اثر فشار اقوام ديگر از عقب ، ترك گفتند . در طى مهاجرت ، آنان ظاهرا به دو دسته تقسيم شدند ؛ يك دستهء آنها كه شعبهء غربى مىناميم ، بحراسود را دور زدند و پس از عبور از بالكان و به سفر در داخل آسياى صغير نفوذ كردند . . . شعبهء شرقى كه به نام هندو ايرانى معروف است ، در سمت شرق بحر خزر حركت كرد . يك دسته كه ظاهرا بيشتر از افراد جنگجو مركب بود از قفقاز عبور نمود و تا انحناى عظيم شط فرات پيش راند . . . عاقبت بخش عمدهء قبايلى كه تشكيل‌دهندهء شعبهء شرقى جنبش هند و اروپايى هستند بتدريج به‌سمت مشرق رفتند ، از ماوراء النهر و جيحون ، آمودرياى جديد عبور كردند و سپس بعد از توقف كوتاهى در دشت بلخ از معابر هندوكش بالا رفتند و جادهء باستانى مهاجمان را به سوى هند تعقيب نمودند و در طول « پنديشير » و رودهاى كابل فرود آمدند . » « 64 » قدرت سياسى عيلاميان دكتر گيرشمن مىنويسد : « نتيجهء اختلاط مهاجرين با سكنهء بومى اين شد كه كشورهايى كه سابقا اميرنشينهاى متفرق و غير مقتدرى بودند به صورت اتحاديهء مقتدرى درآمدند و بزرگترين حكومتهاى مقتدر زمان خود را به وجود آوردند . از مختصات هزارهء دوم قبل از ميلاد يك سلسلهء ملى در عيلام است كه پادشاه خود را پيامبر خدا ، پدر و شاه ( براى انزان و شوش ) مىخواندند . » « 65 » اين سلسلهء ملى چنان كه

--> ( 62 ) . همان ، ص 89 . ( 63 ) . EUrasique ( 64 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 46 . ( 65 ) . همان ، ص 42 به بعد ( به اختصار ) .